سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
401
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
ساخت . او به مأمون گفت : هرثمه سرزمينها و مردم را بر تو شورانده و با دشمن تو همدستى كرده و با دوست تو دشمن شده است ، او بود كه ابو السرايا را كه يكى از سپاهيان خودش بود ، روانه ساخت و كرد آنچه را كه كرد ؛ اگر هرثمه مىخواست ابو السرايا چنين نكند ، او نمىكرد . مأمون گفتار فضل را باور كرد و پذيرفت كه ابو السرايا به تشويق هرثمه ، شوريده است . مأمون وقتى هرثمه در برابرش قرار گرفت ، به او گفت : با مردم كوفه و علويان همدلى و مماشات كردى ، با ابو السرايا توطئه چيدى كه قيام كند و او كرد آنچه را كه مىخواست ، درحالىكه وى يكى از ياران تو بود و اگر مىخواستى همه آنها را بگيرى ، مىگرفتى ، ولى تو با آنان سستى كردى و رهايشان ساختى . عاقبت هرثمه ، زندانى شد و پس از مدتى به قتل رسيد . « 1 » حركت نصر بن شيث و رابطه آن با علويان در دورهء مأمون نهضتى عربى به رهبرى نصر بن شيث از بنى عقيل برپا شد . نصر ، مقيم كوم در شمال حلب بود . او عربى شريف و شجاع بود كه پس از كشته شدن امين به خشم آمد و كينه مأمون را به دل گرفت ؛ چرا كه او به جاى اعراب ، به خراسانيان اعتماد كرده بود . بنابراين ، عليه خلافت مأمون قيام كرد و بر بسيارى از سرزمينهاى مجاور چيره شد و بسيارى از اعراب به او پيوستند . او از رود فرات عبور كرد و قصد داشت بر ساحل شرقى فرات هم چيره شود . بحث در اين قيام ، خارج از محدوده اين كتاب است ، اما آنچه در اين ميان براى ما اهميت دارد ، موضع نصر بن شيث نسبت به علويان و شيعيانشان است و آن اينكه گروهى از ياران نصر براى تقويت حركت وى مىخواستند به قيام وى صبغهاى علوى و شيعى بدهند تا ضمانتى براى پيروزى قيام او باشد . گروهى از شيعيان نزد نصر آمده ، به او گفتند : تو عليه بنى عباس به پاخاستى و مردان ايشان را كشتى ، پس اگر با يك خليفه بيعت كنى ، كار تو استوارتر خواهد شد . نصر پرسيد :
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 130 - 131 / ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 107 .